امیرحسین قند عسلامیرحسین قند عسل، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 24 روز سن داره

عشق مامان زیبا و بابا مهدی

آخ جون من آماده شدم برم مهمونی و خرید

1393/2/10 0:52
نویسنده : zbagheri
257 بازدید
اشتراک گذاری

سلام آقای ماه من خوبی ماشالله هر روز شیطنتت زیاد شده الان دیگه وقتی شیر میخوری سیر میشی همون ظوری که تو دهنتته یه صداهای جدیدی در میاری باهاش حرف میزنی عاشقه صداتم جالبه قبلا حین شیر خوردن  غر میزدی و با آهنگ میخوردی قربون اون دستات بشم که پدری از من در اوزده همه چیزو میگیره اما تنبل خان دوبار غلت زدی دیگه نمیزنی

الان که آماده شدیم

قراره بابا جون و مامان جون و خاله ها بیان دنبالمون چون ناهار دعوتیم بعد ناهار هم اومدیم خرید که جنابعالی تو بغلم بعد از 15 دقیقه خوابیدی منم برای بابایی بابت روز مرد که از الان کادوشو خریدم چون میترسیدم نتونم دوباره بیام خرید و برای اولین روز مردی شما هم بلوز مردونه آستین کوتاه و رکابی خریدم

البته تا یادم نرفته روز قبل هم با بابایی رفتیم خرید که یه لباس زیردکمه دار خریدم این رکابیه اما میخوام برم عوض کنم آستین کوتاه شو بخرم و پول های کادوییت رو جمع کرده بودم واست پس انداز کنم منم بفکرم افتاد ظلا بخرم اونم ظلایی که بزرگ هم شی بتونی استفادش کنی و نوعی سرمایه اندکی باشه واست

اینم عکسشون

پسندها (1)

نظرات (3)

نیایش کوچولو
10 اردیبهشت 93 2:29
آرزوی قشنگی ست؛ داشتن ردپای تو کنار ردپای من بر دشت سپید پوشیده شده از برف؛ هنوز اما نه برف آمده و نه تو.... ممنون میشم به منم سر بزنین مطالبتونم باحاله وزیباست .با تبادل لینک هم موافقم. www.niyayesh-1.blogfa.com
آیدا
13 اردیبهشت 93 9:07
مبارکش باشه ایشالا....... امیدوارم همیشه خوش باشین
مامان محمد پارسا
15 اردیبهشت 93 1:46
ای جان خوشتیپ خان. براش اسفند دود کن.به محمد پارسای منم سر بزن
zbagheri
پاسخ
مرسی خاله جون چشم سر میزنم